خوب همیشه خوب بوده و بد همیشه بد ؟
مفاهیمی چون راستگویی ٬ ایثار و نیکوکاری همیشه خوب بوده اند ؟
دروغ ٬ دزدی و ... همیشه رفتار های ناشایست محسوب می شوند ؟
و در کل اخلاق نسبی است یا مطلق ؟
نظر ها و اختلاف نظر های فراوانی در جواب به این سوالات بین صاحب نظران وجود دارد . از آنجایی که معتقدم فلسفه مال هیچ کس نیست جز همه ٬ نظریه جیبی ! خود را مطرح می کنم و اصلا انتظار ندارم مورد قبول کسی باشد چون باز هم معتقدم هر شخصی فلسفه شخصی خود را دارد و هیچ دو فلسفه شخصی کاملا یکسان نیست .
به نظر من اخلاق مطلقی است نسبی . مطلق از آن جهت که خوب همیشه خوب بوده و بد همیشه بد و نسبی از آن جهت که رفتاری که ما خوب می نامیم ممکن است جایی نتیجه بد دهد ( از قضا سرکنگبین صفرا فزود / روغن بادام خشکی می نمود ) و برعکس . برای مثال ما راستگویی را همیشه و در هر موقعیتی خوب می دانیم ولی اگر راست گفتن ما به قیمت جان بی گناهی تمام شود باز هم راست گویی در آن موقعیت خوب بود ؟ ما دزدی را همیشه بد می دانیم پس چرا رابین هود را اسطوری می دانیم ؟ دزدی از اشخاصی که خود دزد هستند و دادن اموال به مردم غارت شده ناشایست است ؟ . من معتقدم برای دریافتن خوب و بد دنبال هیچ مرجعی نباید گشت جز خود آدمی . مرجعی که اگر واقعا راهنمایی اش را آن طور که خود می خواهیم تغییر ندهیم در هر موقعیت جواب خواهد داد و به جای هزاران قانون پیچیده ٬ یک قانون ساده جایگزین خواهد شد . « با دیگری رفتاری را نکن که حاضر نیستی آن رفتار را از او بینی » . این قانون رفتاری مطلق را بوجود می آورد که مشتقات آن اگر از این اصل برگردد نسبی می شود . این مرجع اخلاق هیچ استثنایی ندارد . این همان فطرت است . البته من مخالف با تفسیر قوانین متعدد نیستم ٬ چون رجوع به فطرت خیلی راحت مورد سو ء استفاده قرار می گیرد و وجود فقط این قانون نگاهی ایده آل گرا و آرمان شهری است .
پاورقی : برای آشنایی بیشتر با نظریه های اخلاق این پست وبلاگ آب و آیینه را مطالعه کنید





