کدام سخت تر است ؟ بیدار کردن کسی که خواب است یا بیدار کردن کسی که خواب می بیند که بیدار است . «سورن کی یر کگارد»

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 8 خرداد ماه سال 1386 ساعت 7:40 PM
انسان از زمان های دور شروع به اجتماعی زیستن کرد و از همان زمان دیگر کمتر تنها بود . امنیت در اجتماع نهفته بود هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روانی . دنیا به سمت جلو حرکت کرد ٬ اجتماع بزرگتر شد اما سهم هر فرد از منابع و فرآورده های اجتماع کاهش یافت . خانه ها کوچک شد انسان ها در طول روز با انسان های بیشتری برخورد داشتند و کمتر تنها بودند . این کاهش تنهایی تا امروز ادامه دارد و در حال میل کردن به سمت صفر در آینده است . فاجعه از همین جا شروع خواهد شد . از دست رفتن تنهایی پدیده ای است که  نام فاجعه دُرمیتوریسم ( dormitorism ) یا خوابگاهی شدن را مناسب آن است. اما برای چه فاجعه .  در بهترین حالت انسان بدون تنهایی با افرادی است که با آنها خوش گذرانی می کند ولی آیا می تواند کاری جز خوشگذرانی انجام دهد یا حتی کاری با خوش گذرانی کمتر . تکلیف کار هایی که انسان فقط در تنهایی قادر به انجام آن است چه می شود . کار هایی که اگرچه در نگاه اول ضروری نمی باشد ولی انسان برای زندگی بهتر به آنها نیاز دارد . آیا شما می توانید در یک جمع شروع به فکر کردن ٬ نوشتن یا خواندن کنید . تمام آثار آدبی بشر در تنهایی نوشته شده ٬ تمام تفکرات عمیق بشری در تنهایی در ذهن آمده و نگاشته شده و یک کتاب در تنهایی است که فهمیده می شود . من در تنهایی می توانم وبلاگ بنویسم و به آنچه می خواهم بنویسم فکر کنم . تنهایی چیزیست که یک دانشجو در خوابگاه  ، یک سرباز در سربازخانه  و دو فرزند در خانه ای یک خوابه و شاید فرزندان ما در زندگی عادی از دست داده اند . یاد رمان ۱۹۸۴ جورج اورول افتادم که در آن قهرمان داستان نه شاید به خاطر جرم بودن نوشتن در یک نظام توتالیتر بلکه به خاطر نداشتن حس تنهایی و زیر نظر بودن توسط دوربین نوشتن را ناممکن می یافت .